دهلی
قرار بود به جای این سفر به کنیا وتانزانیا برویم ولی به خاطر شیوع بیماری ابولا مجددا هندوستان انتخاب شد.سفربدون تور آنقدر مزایا دارد که ارزشش دارد که همت کنیم وبرایش زحمت بکشیم.وقتی باتور سفرمی کنی نیازی به هیچ برنامه ریزی واقدام عملی به غیراز واریز پول نداری در حالی که سفربدون تور یعنی از روز اول تا پایان سفر را باید برنامه ریزی کنی تحقیق کنی بلیط بگیری و.....خلاصه اینکه به نظرمن ارزشش را دارد.
تحقیق وبرنامه ریزی برای سفریازده روزه به هندوستان از دوماه قبل آغاز شد.من به اتفاق یکی از اعضای سی اس که از طریق همین سایت باهم آشنا شده بودیم شروع به تحقیق برای هتلها ورزرو بلیط قطارها کردیم.درهمین سایت سی اس یک دانشجوی ایرانی که در دهلی تحصیل می کرد به ما اعلام همکاری برای رزرو هتل وبلیط قطار کرد.وواقعا هم ایشان نقش یک هموطن واقعی واصیل را ایفا کردند وبدون اینکه ازما مبلغی بخواهند بلیطهای قطار را رزرو وخریداری کردند.ووقتی مابه دهلی رسیدیم مبلغ مورد نظر را خدمت ایشان پرداختیم.
برای رفتن بلیط تهران به دهلی شرکت هواپیمایی ماهان را انتخاب کردیم.وبلیط چارتر حدود دویست هزارتومان ارزانتر بود هرنفر600هزارتومان ورفت وبرگشت به عبارتی یک میلیون ودویست هزارتومان می شد.وصدوپنجاه هزارتومان هم بابت صدورویزا می شد که تا این مرحله ازطریق آژانس گردشگری شهر خودمان اقدام کردیم.ومتاسفانه قوانین صدورویزای هند اندکی تغییر کرده ومی بایست برای انگشت نگاری به تهران می رفتیم .که یک آژانس عربی این اقدام را برای سفارت هند انجام می داد.
این مرحله که تماما توسط آژانس صورت می گیرد حدود 20 روزی طول می کشد تا ویزا صادرشود وپاسپورتتان از تهران تا شهرتان به دستتان برسد.
برای رزرو هتل هم از سایت booking.comاستفاده کردیم.البته برای رزروهرهتل به صورت اینترنتی نیاز به کارت اعتباری هست که داشتن کارت اعتباری چندان مقرون به صرفه نیست چون کشور ما به خاطر تحریمهای اقتصادی نمی توانیم ازین کارت زیاد استفاده کنیم به همین دلیل بعداز پیدا کردن هتل ازین سایت به هتل ایمیل می زدم وزمان ورود وخروجمان را هم ذکر می کردم ومی گفتم که ما به خاطر تحریمهایی اقتصادی نمی توانیم کارت اعتباری داشته باشیم میشهرلطف کنید اتاقی دراین تاریخ برای ما رزرو کنید وتاییدیه اش را هم برایمان بفرستید.که اکثر هتلها تاییدمی کردند .ومن بلیط هواپیما وقطارها را ضمیمه ایمیل می کردم.حتی هتلی که در دهلی رزرو کردم گفت ما در فرودگاه به استقبالتان می آییم واسم شما را روی تابلومی نویسیم .حتی من باور نمی کردم ولی طبق آدرسی که گفته بودند کنار خروجی شماره 4 مرد میانسالی تابلویی را به نام مرضیه دست گرفته بود وکه حسابی بهت زده شدیم.
سفرما از سوم بهمن ماه شروع شدساعت 4ونیم صبح پرواز به سمت دهلی بود.به احتساب دوساعت اضافه کردن ساعت 11صبح به وقت محلی به دهلی رسیدیم.
دربدوورود هنگام عبوراز گیت چک کردن پاسپورتها حتما باید فرمی را که ازقبل در هواپیما روی هرصندلی مسافرهست پرکرده باشیم که شامل اطلاعات شخصی نام ونام خانوادگی تاریخ ورود وخروج به هند ومحل اقامت دراین مدت هست.که متاسفانه برای بعضیها فرم روی صندلیشان نبود ودرگیت ورودی بامشکل مواجه شده بودند وهمراه نداشتن خودکار برای بعضیها ازجمله خودم مشکل ساز شد.متاسفانه چند تا از مسافران خانمهای سالمندی بودند که واقعا بهت زده شده بودند که نهایتا خود متصدی فرم را برایشان پرکرد!
به اتفاق همسفرانم به سمت خروجی فرودگاه راه افتادیم.متاسفانه صرافی های فرودگاه بدجور مسافران راسرکیسه می کنند.ودلار رابه نرخ 52 روپیه می فروختند درحالی که درطول سفراکثرا 60 یا61 روپیه چنج می کردیم.
همان دقایق اولیه که درحال سوارشدن در پارکینگ فرودگاه بودیم بوقهای ممتد راننده ها عصبیمان کرد.حتی تا روزهای پایانی سفر نشد که به این ویژگی ناجور هندیها سازگار شویم.
برای من که باردوم بود که به این سرزمین سفر می کردم خیلی از موارد تازگی نداشت ولی به هرحال همین تفاوتها هنوز جاذبه اش را حفظ کرده بود..عمده حمل ونقل شهری را توک توک(موتوری های سه چرخه)انجام می داد.وتزیینات این توک توکها واقعا دیدنی ست وکثرت مسافرانی که روی هم سوارمی شوند بیشتر دیدنی ست.میمونها وسنجابها که پراکنده درپارکها وبالای درختها به چشم می خورند توجه هر خارجی را به خود جلب می کنند خصوصا اینکه همسفرده ساله ای داشته باشی که عاشق حیوانات هم باشد .
هتل ما در دهلی درمنطقه main bazarبود دقیقا مرکزی ترین نقطه ی شهر .هتل در یکی از کوچه پس کوچه هایی قرارداشت که اگر می خواستی فکرکنی که چقدر بدجایی ست واین کوچه ها چقدر تنگ است وگاهی هم از گوشه وکنارها بوی تعفن ادرار به مشام می رسد کاراحمقانه ای بود که چرا اینجا آمده ایم ولی حقیقتش سفرقبلیمان به هند ورفتن به هتل 5ستاره مانع این بود که هند وهندی هارا واقعا وعمیقا درک کنم .وجالبتر اینکه بیشتر ساکنان هتل ما اروپایی بودند ودراین کوچه پس کوچه ها کلی اروپایی می دیدیم که درحال آمد وشد بودند.
دورتادورمان پراز چهارچرخه هایی بود که یامیوه می فروختند یا غذا درست می کردند وبه عابران می فروختند.وطبق معمول همسرجان بسیار علاقمند به تجربه این غذاها بودکه من هربار خواستم بخورم یاد مسمومیت سری قبل میفتادم واز خوردنش طفره می رفتم.ولی تماشایش خیلی لذت داشت گاهی چنان محو عملکرد هنرمندانه این دستفروشها در تهیه غذا میشدم که از جمع مان جامی ماندم.وتاپایان سفر دوسه باری تجربه اش کردم.
برخلاف تصورم که هند کشورگرمسیری هست این بار هوا خیلی سرد بود .یعنی اینکه لباس گرم کافی باخودم نیاورده بودم ومجبور بودم چندین تی شرت روی هم بپوشم.داخل اتاق که بیشتر سرما ورطوبت باهم بودکه تقریبا با گرفتن گرمکن های کوچک از هتل وضعیت بهترشد.چون دوشنبه ها کلیه ی مکانهای دیدنی هند تعطیل است برنامه هارا طوری چیدیم که محروم نشویم.
فاصله ی مترو تاهتل ما بسیار نزدیک بود شاید ده دقیقه کمترپیاده روی لازم بود که به متروبرسی.حسن همان دانشجوی ایرانی که در دهلی تحصیل می کرد هم به ما پیوست وبه اتفاق او به بازدید از آکشاردام رفتیم.
ایستگاه آکشاردام دقیقا روی خط آبی بود وایستگاه متروی نزدیک هتل هم روی خط آبی بود یعنی که نیازی به تغییر خط نداشتیم وخیلی سریع وراحت رسیدیم.برای خرید بلیط مترو هم به پیشنهاد حسن کارت 150 روپیه ای خریدیم وکلیه رفت وآمدهایمان ازهمین طریق مترو بود وروز آخر هم کارتهایمان را به حسن دادیم.
ازایستگاه مترو که بیرون آمدیم این سه چرخه ها محاصره مان کردند ونفری ده روپیه می گرفتند تا مارا به معبد برسانند باوجودانکه مشخص است که راه دوری نمی باشد ولی قبول کردیم ولی عذاب وجدانی که در طول مسیر به من دست داد لذت این سواری را ازمن گرفت.فکرش را بکنید که مرتب داشتم به بدن نحیف وسیاهچرده دوچرخه سوارفکرمی کردم واین که واقعاتعریف این آدم از زندگی چیست زندگی برایش همین سخت رکاب زدن وخرده پولی که به دست می آورد خلاصه می شود و.....جلوی ساختمان مجلل واشرافی آکشاردام بودیم وپیاده شدم.
معبد آکشاردام یکی از جاذبه های دهلی است.وواقعا بسیار دیدنی ست.منتها به هیچ عنوان نمیشود دوربین ویاموبایل وهیچ وسیله الکترونیکی باخود به داخل برد.این معبد در رقابت به تاج محل که منتسب به مسلمانان است توسط انگلیسی ها ساخته شده است .معبدی بی نظیر که فقط درطول 5سال توسط 12000هزار کارگر ساخته شده است.
دفعه ی قبل هنوز مجسمه های طلایی داخل معبد آماده نبودونمی شد از داخل معبد بازدید کرد ولی این بار پس از عبور از محوطه ی معبد وحصول لذت فراوان از م مجسمه ها وفواره ها وفضای سبز آنجا کفشهایمان را به کفشداری سپردیم ووارد معبد شدیم.مجسمه ی چند خداکه همه طلایی بودند وشکوه خاصی داشتند وفضای عجیبی مثل ضریح امامزاده ها ایجاد کرده بودند .
اینجا توپرانتز بگویم که این بار سفرم به هند باعث شد که به یقین برسم که مبناومنشا همه ی ادیان یکی ست واشتراکات زیادی بین آیینهاومراسمات مذهبی وجود دارد.حالا درقسمتهای بعدی بیشترخواهم نوشت ودقیقا به این اشتراکات اشاره خواهم کرد.
بعداز بازدیداز داخل معبد محوطه دورتادور این ساختمان شکیل پراز مجسمه هایی بود که برگرفته از باورها وتمثیلهای رایج درمیان هندوهابود.اینکه فیلها مهربانند وبه صاحبان خود احترام می گذارند ویا اینکه چون فیلهابرای انسان مفیدند باید آنهاراپرستید.
بعدهم از افسانه آب که متشکل از رقص نور وآب باکمک گرفتن از فن آوری نورهای لیزری بابلیط 80 روپیه ای دیدن کردیم.ولی خب دیگر دوربین هم نبود که بتوانیم عکس بگیریم ....ودرپایان هم دقیقا همان نقطه ای که شش سال پیش عکس گرفته بودیم منتهی این بار در شب عکس گرفتیم ودوباره به سمت هتل راه افتادیم .
فردا دومین روز سفراست وساعت9وبیست دقیقه به سمت جیپور قطار داریم.دهلی سه ایستگاه قطار دارد که فاصله ی هتل ما تا ایستگاه قطاریکساعتی طول می کشید .ساعت 8 بعداز chek outبه سمت ایستگاه راه افتادیم.
داخل ایستگاه راه آهن بانشان دادن برگه تاییدشده بلیط به مدیر ایستگاه دقیقا محل ایستادنمان را نشان داد وسریع تا قطار رسید سوارشدیم .ولی بدجور اضطراب داشتیم چون دربدوورود هیچی نمی دانستیم وتابلوها هم گویا نبودند.
قطارهای هند چندین درجه وسطح دارد.بعضیهاشان حتی بابرق یا بدون برق هم هستند.به طورکلی عرض قطارهای هند بیشترازقطارهای ایران هست.این درجه ای که ما سوار شدیم شش تخته بود وباپرده از راهرو عمومی جدامی شد ودوتخت هم روبروی کوپه بود .وکلا نسبت به تصوری که از قطارهای هند داشتم واینکه هرج ومرج است وهرکسی بخواهد سوارمی شود اینطورنبود .والبته کنترل بلیط هم به اندازه ی ایران دقیق نبود ونکته ی دیگراینکه دستشویی های قطار مدل سنتی بود ونکته ی دیگراینکه بارسیدن به ایستگاه ها درهای توالت بسته نمی شود و....
هنگام پیاده شدن ورسیدن به مقصد متاسفانه باجمعیت زیادی مواجه شدیم که می خواستند سوار شوندوواقعا ردشدن وعبور کردن از میان انبوه آدمهای ساک به دست کارحضرت فیل بود خلاصه بعید میدونم کسی تجربه ای ایننینی را داشته باشد !!!!ولی هنداست وباید تجربه کرد تا هند درک شود!!!
پی نوشت:آپلود عکسها وقت گیراست .تمام سعیمو میکنم که دراولین فرصت عکس هم بذارم
ادامه دارد....
نوشتن وباز گو کردن آنچه که در درونم متولد می شودنوعی محاسبه کردن خویش محسوب می شود .اینجا می توانی خودت باشی فارغ از همه بیخودی های دنیای واقعی .در این کلبه ی مجاز می توانی حرفهای ناگفته ات را بگویی